عسل دخترم

برگ در انتهای زوال می افتد و سیب در ابتدای کمال پس بیاندیش چگونه خواهی افتاد همانند برگی زرد یا سیبی سرخ

سلام

بعد از مدتها آمدم

امروز وقتی داشتم وبلاگها را نگاه میکردم عسل حرف بامزه ای زد که حیفم اومد ننویسم

قبل از همه بگم بابای عسل رفته مسافرت و داداش اردوان هم رفته مدرسه

عسل میگه :ما تنهاییم همه رفتند مدرسه تازه خدا هم رفته بچه اش را گذاشته مدرسه رفته سر کار  خدا بچه اش را برده مدرسه تا بچه درس بخونه دیگه پیش خانم معلمش دیگه

بابام رفته مسافرت برام عروسک قورباغه بیاره

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ توسط عسل جودکی نظرات ()


آخرين مطالب
» بادکنک
» مادر
» عسل و تنهایی
» دلم گرفته ...دلم عجیب گرفته...
» مطالب خواندنی
» نیایش با خدا
» 10راه ساده برای آرامش بخشیدن به زندگی
» عید آمد و عید آمد
» هرگز داشته هایت را دست کم نگیر
» یا امام رضا (ع)

Design By : LoxTheme.com